Wednesday, July 20, 2005
برگشتم...
دو سال پیش که به خاطر بعضی مشکلات تصمیم گرفتم وبلاگنویسی را به طور موقت کنار بگذارم، اصلا فکر نمی کردم مشکلات بعدی که برایم -به وجود میآورند- باعث تعطیلی دائم وبلاگم شود، آن هم برای دو سال که هر روزش سالها گذشت و دقایقاش روزها.
شاید بعدا درباره این دوری و علتش بیشتر توضیح بدهم، اما امروز که تصمیم به ادامه نوشتن گرفتهام بهتر است گذشتهها را فراموش کرده و به فکر آینده باشم.
اکنون با وبلاگ جدیدی بازگشتهام و حرفهای جدیدتری هم برای گفتن دارم که اگر مایل باشید به موقع میخوانید . شاید تنها تفاوتی که الان با گذشتهی نه چندان دور دارم همین تجربه 2 سال دوری و نگاه از بیرون به وبلاگها باشد که مسلما چیز کمی نیست و حتی میتواند باعث موفقیتام شود اگر از آن درس گرفته باشم.
به هرحال برگشتم تا بمانم، بنویسم تا خوانده شود و بخوانم برای اینکه دانسته باشم. امیدوارم این بار روزها بیشتر به کام باشد.
شاید بعدا درباره این دوری و علتش بیشتر توضیح بدهم، اما امروز که تصمیم به ادامه نوشتن گرفتهام بهتر است گذشتهها را فراموش کرده و به فکر آینده باشم.
اکنون با وبلاگ جدیدی بازگشتهام و حرفهای جدیدتری هم برای گفتن دارم که اگر مایل باشید به موقع میخوانید . شاید تنها تفاوتی که الان با گذشتهی نه چندان دور دارم همین تجربه 2 سال دوری و نگاه از بیرون به وبلاگها باشد که مسلما چیز کمی نیست و حتی میتواند باعث موفقیتام شود اگر از آن درس گرفته باشم.
به هرحال برگشتم تا بمانم، بنویسم تا خوانده شود و بخوانم برای اینکه دانسته باشم. امیدوارم این بار روزها بیشتر به کام باشد.
| 5:12 PM






[ خانه ]